پیشنهاد لایحه جامع منابع طبیعی - فصل اول
فصل اول : تعاريف
ماده 1 : تعاريف، اصطلاحات و مفاهيم تعاريف بكار رفته در اين قانون بشرح زير است.
سازمان : نام سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور به سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري کشور تغيير مي يابد كه در اين قانون به اختصار « سازمان» ناميده مي شود.
1 - منابع طبیعی : منابعی با توان تجدید پذیری و یا غیر قابل تجدید در پهنة جغرافیای سیاسی کشور اعم از خشکی و آبی و زیر زمینی و زمینی و هوائی که در خارج از تعلق و تصرف و مالکیت اشخاص با عنوان اموال عمومی تحت مالکیت نظام جمهوری اسلامی است
تبصره یک : مالکیت منابع طبیعی در وزارت جهاد کشاورزی - سازمان متمرکز است ، هریک از اموال عمومی ملی شده از منابع طبیعی که با قانونی خاص تحت مدیریت یک دستگاه اجرائی مشخص مدیریت می شود، از جمله معادن غیر قابل تجدید ( نفت و انواع هیدرو کربورها در وزارت نفت – انواع معادن پرتو زا در سازمان انرژی اتمی - سایر مواد معدنی در وزارت راه و معادن ) منابع تجدید پذیر حیات وحش و پرندگان در سازمان حفاظت محیط زیست – منابع آبی کشور در وزارت نیرو - منابع طبیعی مورد تشخیص در محدوده قانونی شهرها در وزارت راه و شهر سازی با تفویض اختیارات ،بهره بردار در عرصه و اعیان منابع طبیعی در موضوع تکلیف قانونی هستند .
تبصره دو : سازمان اسناد و املاک مکلف به اصلاح اسناد بنام سازمان است ، اسناد مالکیت منابع طبیعی در وزارت اقتصاد و دارائی نگهداری می شود
2- اراضی ملی : شامل جنگل مرتع اراضی جنگلی و بیشه های کشور که به موجب قانون ملی شده و در اجرای قانون طی تشخیص و آگهی منتهی به رأی و اخذ سند بنام دولت جمهوری اسلامی به نمایندگی سازمان شده باشد
3 – اموال : از نظر این قانون دارای دسته بندی زیر است
الف - اموال عمومی ملی : که به موجب قانون ملی شده و طی تشخیص در مالکیت دولت جمهوری اسلامی بنمایندگی سازمان قرار گرفته و یا می گیرد
ب - اموال عمومی محلی : به عرصه هائی در تعریف جنگل یا مرتع یا بیشه یا اراضی جنگلی قرار گرفته ولی در حریم و یا محاط در اراضی و آبادی ها هستند و جهت توسعه مستثنی از منابع ملی شده و تحت مدیریت محلی دهیاری ها یا شهر داری ها قرار داشته، ولی از نظر بهره برداری تابع مقررات عمومی هستند
ج - اموال دولتی : شامل بیابان ها و کویر ها و اراضی موات و خالصه و سایر اراضی خریداری شده دولت که تحت مالکیت دولت است.
د - اموال وقفی : املاک و اراضی و اموال و آبادی های خارج از شمول تعریف جنگل مرتع بیشه اراضی جنگلی ، که دارای سابقه تصرف و احیا و مالکیت خصوصی بوده و برای انتفاع عموم به یکی از طرق قانونی دارای سابقه وقف باشد.
اموال اشخاص: هر گونه سابقه تصرف و احیا و تملک که به موجب قانون دارای سند مالکیت و یا گواهی مشعر به آن و حکم قطعی مرجع قضائی باشد
4 - جنگل : عرصه ای ( اعم از خشكي و آبي) است كه عمدتاً از درخت و درختچه خودرو يا دستکاشت همراه با ساير رستني هاي خشبي و علفي خودرو پوشيده شده باشد مشروط به آنكه:
الف - مساحت آن كمتر از نيم هكتار نباشد
ب - عناصر رویشی جنگل اگر درختی باشد موجودی حجمی آن
- در شمال کشور کمتر از 50 متر مکعب نباشد
- در خارج از شمال کمتر از 20 متر مکعب نباشد
د – عناصر رویشی جنگل اگر درختچه ای باشد تاج پوشش آن
در شمال کشور کمتر از 50 درصد نباشد
در خارج از شمال کمتر از 10 درصد نباشد
و بشرح زير تقسيم مي گردد:
4-1-جنگل طبيعي : جنگلي است كه از درخت و درختچه خودرو، همراه با ساير رستني هاي خشبي و علفي پوشيده شده و داراي منشاء طبيعي بوده و انسان در ايجاد اوليه آن نقش نداشته باشد.
4-2-جنگل دست كاشت : جنگلي است كه منشاء طبيعي نداشته و به دست انسان ايجاد شده باشد.
5- جنگل حفاظتي : به جنگلي اطلاق مي شود که به علت شرائط خاص رويشگاه از قبيل شيب، حساسيت خاک به فرسايش، استعداد زمين به لغزش و رانش، خطر نابودي ذخاير جنگلي و اكوسيستم هاي جنگل، حفظ منظر، حفظ منابع آبی و نظائر آن تحت مديريت خاص قرار می گيرد.
6-قطعات پراکنده جنگلي : قطعات مجزايي از جنگل است كه مساحت آن بیش از نيم هكتار باشد.
7-اراضي جنگلي : به عرصه هائي اطلاق مي شود كه در آنها آثار و شواهد وجود جنگل از قبيل نهال یا پاجوش يا كنده درختان جنگلي یا درختان و درختچه هاي خودروي جنگلي بطور گروهي يا پراكنده وجود داشته باشد مشروط به آنكه:
الف - عناصر رویشی جنگل اگر درختی باشد موجودی حجمی آن
- در شمال کشور کمتر از 50 متر مکعب باشد
- در خارج از شمال کمتر از 20 متر مکعب باشد
ب – عناصر رویشی جنگل اگر درختچه ای باشد تاج پوشش آن
در شمال کشور کمتر از 50 درصد باشد
در خارج از شمال کمتر از 10 درصد باشد
8-پارک جنگلي : عبارتست از جنگلی طبيعي يا دستکاشت با محدوده معين كه بخاطر موقعيت مكاني مناسب و قابليت هاي طبيعي و جذابيت ها در جهت تأمين هدف هاي تفرجي، گردشگری، زيست محيطي و حفاظتي امکان تهیه و واگذاری مديريت اجرای طرح در قالب ماده 3 قانون دارد و به دو دسته پارک جنگلي طبيعي و دست کاشت تقسیم می شود.
9-ذخيرهگاه : به عرصه هاي معینی از جنگل، مرتع و بيابان اطلاق می شود که با هدف حفظ و احیاء گونه های گیاهی در حال انقراض، نادر، آسيب پذير، مورد تهديد و گونه هاي بومي با ويژگي هاي خاص توسط سازمان مشخص، اعلام و تحت مدیریت قرار مي گیرد.
10-بيشه طبیعی: عرصه هائي است كه عمدتاً از درخت و درختچه و بوته های خودرؤآبدوست (هیگروفیت) پوشيده شده باشد ، عرفاً بیشه نامیده می شود.
11-درخت : رستني چوبي است كه در شرايط طبيعي داراي تنه مشخص و واحدي بوده و معمولاً ارتفاع آن به بيش از پنج متر مي رسد.
12-درختچه : رستني چوبي است كه معمولاً تنه واحدي نداشته و داراي انشعابات جانبي است و در شرايط طبيعي كمي بالاتر از سطح خاك منشعب شده و حداقل ارتفاع آن يك متر باشد.
13-بوته : عبارت از رستني خودرو است كه ساقه آن بطور طبيعي كمي بالاتر از سطح خاك منشعب شده و حداكثر ارتفاع آن در حالت طبيعي يك متر باشد.
14-نهال : گياه جواني است كه از رشد و نمو آن درخت و يا درختچه بوجود مي آيد.
تبصره : در گونه های درختی درشمال کمتر از 7 سانتی متر قطر در برابر سینه و برای شمشاد در شمال و همة گونه های درختی در خارج از شمال کمتر از 3 سانتی متر نهال محسوب می شود.
15-تنه : قسمتي از ساقه درخت از سطح زمین تا اولين نقطه انشعاب تاج را تنه مي نامند.
16-شاخه : كليه انشعابات ساقه، شاخه ناميده مي شود.
17 -كت زني : به قطع آوندهاي گياهي در تنه با هدف خشكاندن درخت كت زني اطلاق می شود.
18- بهره مالكانه : سهم مالكانه دولت حاصل از درآمد اصل یا بهاي فرآورده هاي اصلي و فرعي و يا خدماتي ناشی از اجراي طرح هاي منابع طبيعي و آبخيزداري (جنگل، مرتع، بيابان و آبخيز) بهره مالكانه
گفته می شود.
19-ضريب بهره مالكانه : مابه التفاوت حاصل از بهاي فرآورده هاي ( اصلي و یا فرعي و يا خدماتي) منابع طبيعي از هزينههاي اجرائي و سود مجری در واگذاری مدیریت بهره برداری اجرای طرح های ماده 3 قانون است که بصورت درصدی از بهاي فرآورده هاي مذکور در طرح محاسبه و تعیین دریافت می گردد.
20- باغ : در محدوده منابع طبيعي اعم از داخل يا مجاور آن از نظر این قانون به محلي اطلاق مي شود كه دارای سندمالکیت ثبتی و یا لیست و یا سند اصلاحات ارضی بوده و یا حد اقل حدود آن به نحوي از انحاء مشخص و معين شده و داراي شرايط زير باشد:
الف : از زمان تصویب قانون ملي شدن جنگل ها ( 27/10/41) داراي درختان میوه ده و تحت بهره برداری مستمر بوده باشد.
ب: حداقل در هر هكتار آن يكصد اصله درخت میوه ده دست كاشت و يا مجموعاً دويست اصله درخت میوه ده يا غير میوه ده جوان دستكاشت و يا يك هزار بوته چاي وجود داشته باشد.
ج : حداکثر 10 درصد سطح آن دارای كنده و ريشه و درختان جنگلي باشد و یا تاج پوشش درختان و درختچه هاي خودروي آن از کمتر از 5 درصد باشد.
21-رويشگاه جنگلي : به عرصه هائي در بالادست حد جنگل موجود تا مرتع ( محدوده اکوتون ) اطلاق مي گردد، که قبلاً جنگل بوده و هرچند که فعلاً فاقد پوشش جنگلي است اما ، از نظر تکامل خاک و توان اکولوژيکي و استعداد بالقوه قابليت تبديل شدن به جنگل را دارا می باشد .
22-درختان جنگلي ايران به شرح زير دسته بندي مي شوند:
دسته اول: زربين طبيعي، ارس، شمشاد، سرخدار، گردو جنگلي، توس، ملچ، سفيد پلت، سرو خمره اي، حرا، چندل، فندق، زيتون طبيعي، بنه ( پسته وحشي )، ششم، گيلاس وحشي ( الوكك)، انارشيطان، کهورايراني، کنار، آکاسيا، گز روغني.
دسته دوم: راش، نمدار، زبان گنجشك، افرا، شيردار، توسكا، كاج، بادام وحشي (بادامك)، بارانك، آزاد، پيسه آ، آبيس، اوجا، بلوط، ون، پده، گز شاهي، تاغ.
دسته سوم: ممرز، لرگ، كلهو، صنوبر و ساير گونه ها
23-طرح جنگلداري : سندی است مشتمل بر مجموعه فعاليت هاي مربوط به حفظ، احياء، اصلاح، توسعه و بهرهبرداري بهینه از جنگل ها و رويشگاه های جنگلي ،که در قالب نظام فنی و اجرایی کشور تهیه و تدوین و تصویب می شود.
تبصره : شقوق طرح جنگلداری مشتمل بر برنامه زماني – برنامه مكاني - پیش بینی امکان برداشت - روش و شیوة اجرایی است و شقوق اجرای طرح جنگلداری قانون - کتابچه مصوب طرح – تراز مالی - شرط ضمن عقد است
24- جنگلكاري : به كليه فعاليت هائي گفته مي شود كه جهت احياء و توسعه جنگل (كمي و كيفي و زيست محيطي) توسط انسان با كاشت نهال يا بذر (بذركاري و بذرپاشي) انجام مي شود و شامل احياء و غني سازي جنگل، توسعه جنگل، زراعت چوب، كشت تلفيقي، ايجاد فضاي سبز و احداث پارك جنگلي دست كاشت مي باشد.
25-پروانه چرا : مجوزی قانوني با مدت محدود است كه در صورت وجودظرفيت چرائي هرمرتع برای تعلیف دام برای يک فصل چرا بنام دامداران واجد شرايط صادر مي شود. ظرفیت هر مرتع در هر سال تعیین و تعلیف تعداد دام در مرتع تنظیم و مهلت تمدید می گردد. این مجوز با حضور نماینده سازمان در هر بازار و بنگاهی قابل فروش است.
26-واحد دامي : عبارت از يك رأس گوسفند زنده است. ساير احشام بر اساس ميزان نياز غذائي توسط سازمان محاسبه و اعلام مي گردد.
27-منطقه قرق : منطقه اي است كه بمنظور حفظ و يا ايجاد تعادل طبيعي تحت حفاظت و مديريت خاص قرار مي گيرد.
28-مرتع : عرصه ای است با پوشش نباتات طبيعي خودرو كه پوشش گياهي غالب آن علفي يک تا چندساله، بوته اي، بعضاً درختچه اي و يا داراي درختان پراكنده بوده و در فصل چرا عرفاً مورد تعليف دام قرار مي گيرد و همچنين داراي كاركردهاي متعددي از قبيل حفظ آب وخاك ، ارزش هاي محيط زيستي است و در صورت فراهم بودن شرايط، يكي از منابع تأمين غذاي دام اهلي و وحوش مي باشد.
29-طرح مرتعداري : سندی است مشتمل بر مجموعه فعاليت هاي مربوط به حفظ، احيا ، اصلاح و پرورش و توسعه و بهرهبرداري بهینه ازمراتع که درقالب نظام فنی واجرائی کشور تهیه وتدوین وتصویب می گردد.
تبصره : شقوق طرح مرتعداری مشتمل بر برنامه زماني – برنامه مكاني - پیش بینی سیستم چرائی و امکان بهره برداریی سایر قابلیت ها - روش و شیوة اجرایی است و شقوق اجرای طرح مرتعداری قانون - کتابچه مصوب طرح – تراز مالی - شرط ضمن عقد است
30- شايستگي مرتع : تناسب و قابليت استفاده از مرتع جهت بهرهبرداري هاي مختلف با تأكيد بر حفظ منابع پايه و پايداري در توليد را شايستگي مرتع مي نامند.
31- وضعيت مرتع : همان درجه سلامت مرتع است و عبارت از مقايسه وضع فعلي مرتع با وضعيتي كه مرتع در شرايط استعداد طبيعي (كليماكس) مي تواند داشته و به روش هاي مختلف و در طبقات مختلف (عالي، خوب، متوسط، فقير و خيلي فقير) تعيين ميگردد.
32-ظرفيت مرتع : به مجموعه اي از ظرفيت چرايي دام اهلي و وحشي و کارکردهاي مختلف زيست محيطي و اقتصادي مرتع اطلاق مي شود.
33-ظرفيت چرايي : تعداد واحد دامي كه در مرتع مشخص و در مدت معين مي تواند بهرهبرداري نمايد مشروط بر آنكه به منابع پايه (آب و خاك و گياه) لطمه اي وارد نشود.
33- سامان عرفي: محدوده معيني از منابع طبيعي مي باشد که بطور عرفي مورد بهرهبرداري جوامع محلي بوده و رسميت آن از طريق مميزي و صدور پروانه چراي دام تأئيد مي گردد.
35- بيابان : مناطقي است داراي اقاليم فراخشك و خشك از شنزار ها كه ميزان متوسط بارندگي ساليانه آن كمتر از (150) ميليمتر ، در پیرامون کویر واقع شده و پوشش گياهي آن در حالت طبيعي كمتر از پنج درصد باشد.
36- شنزار : به عرصه اي گفته مي شود كه دراثر فقر پوشش گياهي، عامل فرساينده باد باعث جابجايي ذرات شن و ماسه گردد و اشكال مختلف ناهمواري هاي ماسه اي را بوجود آورد.
37- کویر : پست ترین محدوده ارتفاعي حوزه آبریز زیست بوم های خشک و بیابانی است که خاک آن به جهت بالا بودن غلظت املاح فاقد شرایط لازم برای حیات می باشد.
38- بيابانزايي : به فرايند تخريب سرزمين يا کاهش توان توليد زيستي اراضي ناشي از عوامل انساني و محيطي اطلاق مي گردد.
39- بيابانزدايي (مقابله با بيابانزايي) : به مجموعه فعاليت هاي هدفمند جهت شناخت، کنترل يا کاهش عوامل تخريب سرزمين در مناطق مورد تهديد پديده بيابانزايي، اطلاق مي گردد.
40- طرح مديريت مناطق بياباني : سندی است مشتمل بر مجموعه فعاليت هاي مربوط به حفظ، احياء، اصلاح، توسعه و بهرهبرداري بهینه از عرصه های بیابانی که در قالب برنامه زماني و مكاني معين و نیز پیش بینی حجم عملیات و برآورد هزينه و درآمد، تهيه و تدوین می شود.
41-كانون بحراني فرسايش بادي : به مناطق تحت تاثير برداشت، حمل و انباشت رسوبات ناشي از فرسايش بادي اطلاق مي شود كه سبب ايجاد خسارت در مناطق مسكوني، زيرساخت هاي اقتصادي و منابع زيستي مي گردد.
42-حوزه آبخيز (حوضه آبريز) : عرصه جغرافيائي باز يا بسته اي است كه كليه ريزش هاي جوي و منابع آب موجود جاري را به يك خروجي يا پايانه شامل كفه ها، درياچه ها، درياهاي آزاد، رودخانه، آبراهه، بركه و يا آب انباشت زهكشي مي نمايد .
43-آبخيزداري(مديريت حوزه هاي آبخيز): به مديريت بهره برداری از عرصه ها در حوزه آبخيز از جمله آب ، تا موقعی که روان آب ناشی از بارش به آبرو، رودخانه، درياچه ، بركه و يا آب انباشت تبدیل نشده است ، بمنظور بهره برداری پایدار از این منابع با هدف حفظ خاك و پوشش گياهي اطلاق می گردد.
44- خاک: محیطی است متحول و پویا که حاصل مجموعه ای از واکنش های فیزیکی، شیمیایی و زیستی بوده و از تاثیر آب، اقلیم، موجودات زنده بر روی پوسته زمین یا سنگ مادر در طی زمان بوجود می آید.
45- فرسايش خاک: عبارتست از جدا شدن ذرات خاک از محل خود و جابجايي و انتقال آن توسط آب يا باد و يا هر عامل طبيعي و انساني ديگر.
46- حفاظت خاك : مجموعه اقداماتی است که بمنظور پيشگيري و کنترل تخريب و فرسايش خاک اجرا مي گردد و مانع از هدر رفت پايداري منابع خاک و يا سبب افزايش حاصلخيزي آن مي شود.
47- تخریب خاک: عبارتست از کاهش توان تولید زیستی یا اقتصادی خاک یا ترکیبی از این دو، ناشی از فعالیت های انسانی و شیوههای مختلف بهرهبرداری از خاک.
48- رانش زمين(زمین لغزش) : حرکت توده اي خاک و سنگ به طرف پايين دست دامنه به صورت هاي مختلف مي باشد.
49- سيل : جريان يا بالا آمدن نسبتا زياد آب است به ميزاني که از مواقع معمول بطور وضوح بيشتر باشد و در نتيجه منجر به تخريب منابع و خسارات اقتصادي و ضايعات و تلفات انساني گردد.
50- رسوب : به مواد جامد حاصل از فرسايش که توسط آب و باد مورد جابجايي، تعليق و نهايتاً ته نشست مي شوند اطلاق ميگردد.
51-آبراهه : مجرايي است طبيعي كه بين دو برآمدگي در سطح زمين امتداد يافته و محل عبور و هدايت آبهاي سطحي مي باشد.
52- پيشگيري از سيل و کنترل سيلاب : مجموعه اقدامات و عملياتي است که منجر به کاهش شدت و قدرت تخريب جريان سيلاب و همچنين افزايش جريان پايه رودخانه ها و بهرهبرداري بهينه از سيلاب در جهت حفاظت آب و خاک و آبخيزداري مي گردد.
53- عمليات مکانيکي آبخیزداری : کليه اقدامات عمراني و سازه اي است که بمنظور حفاظت آب و خاک و کنترل فرسايش خاک، سيل، رسوب، رانش زمين و کاهش اثرات خشکسالي انجام مي پذيرد.
54- عمليات بيولوژيکي : اقداماتي که بمنظور ايجاد و تقويت پوشش گياهي مناسب و در نتيجه حفظ آب و خاک و کنترل فرسايش خاک، سيل، رسوب، رانش زمين و کاهش اثرات خشکسالي به عمل مي آيد.
55-آبخوان : به لايه هاي زمين شناسي اطلاق مي شود كه قابليت ذخيره سازي و انتقال مناسب آب را داشته باشند . آبخوان ها مي توانند به دو صورت لايه هائي از خاك و سنگ داراي خلل و فرج (آبرفت) و يا توده هاي سنگي و سخت با شكستگي و درز و شكاف (سازندهاي سخت و كارست) باشند .
56-طرح آبخوانداري : سندي است كه براي نوع خاصي از اقدامات احیایی جهت تعادل بخشي منابع آب زيرزميني و حفاظت آب و كنترل و پخش سيلاب در مخروط افكنه هاي كوهپايه اي و دشت هاي آبرفتي تهيه و تدوین می شود.
57-مناطق بحراني : مناطقي است كه با توجه به روند تخريبي منابع طبيعي، پایداری تولید در آن از دست رفته و استمرار بهرهبرداري از آنها موجب زيان هاي فراوان اقتصادي و اجتماعي و زيست محيطي به منابع پايه (آب، خاک و پوشش گياهي) مي گردد.
58-طرح مديريت جامع حوزه آبخيز (طرح آبخيزداري ): سندي است که در يک حوزه آبخيز با مطالعه جنبههاي طبيعي، اجتماعي و اقتصادي و با هدف اعمال مديريت جامع حوزه آبخيز و حفاظت آب و خاك تهيه و تدوین می شود.
59- حوزههاي آبخيز زوجي : شامل دو حوزه آبخيز شاهد و عملياتي بوده که در آن، اثرات اقدامات آبخيزداري بر روي کاهش فرسايش خاک، رسوب، رواناب و تقويت پوشش گياهي مورد بررسي قرار مي گيرد و کاربرد تحقيقاتي، ترويجي و آموزشي دارد.
۶۰- اراضي داير : از نظر این قانون زمينهايي است كه قبل از تصويب قانون ملي شدن جنگل هاي کشور احياء شده وً مورد بهرهبرداري است.
6۱- اراضي باير : از نظر این قانون زمينهايي است كه سابقه احياء دارد ولي به علت اعراض يا عدم بهرهبرداري بدون عذر موجه حداقل مدت پنج سال متوالي متروك مانده باشد.
6۲- اراضی آیش و رها شده : آیش زمین زراعتی است که حداکثر مدت سه سال بدون کاشت بماند ، اراضی تحت کشتی که بدون عذر موجه بیش از مدت سه سال معطل بماند ،اراضی رها شده محسوب می گردد
۶۳ - اراضي مستحدثه : از نظر این قانون زميني است كه در نتيجه پسروي آب درياها، درياچه ها و تغيير بستر رودخانهها يا خشك شدن تالاب ها ايجاد شده باشد.
6۴- اراضي ساحلي : از نظر این قانون زمينهايي است كه در مجاورت حريم دريا و درياچه و يا اراضي مستحدثه قراردارد و با توجه به تعريف انواع اراضي مذكور در اين قانون بر حسب مورد در حكم يكي از آنها محسوب خواهد شد.
65- اراضي موات : از نظر این قانون زمين هائي است محاط در آبادی ها یا محدودة بیابان و خارج از شمول تعريف جنگل، بيشه، اراضي جنگلي و مراتع کشور،که فاقدسابقه احياء و بهرهبرداري است و بصورت طبيعي باقي مانده است.
66- اراضي دولتي : به آن دسته از اراضي از جمله بیابان – کویر – اراضی مستحدث- اراضی ساحلی - اراضی خالصه- اراضی موات - مجهول المالک - اطلاق مي شود، که در اجراي قوانين و مقررات به تملک دولت درآمده است.
67- ايستگاه توليد بذر : عرصه هاي از منابع ملی شده که در قالب طرح برای تولید بذور گیاهان مرتعی اختصاص و تحت مدیریت باشد
68 - باغ بذر : عرصه هاي از منابع ملی شده که در قالب طرح با غرس پایه های اصلاح شده، برای تولید بذر اختصاص و تحت مدیریت باشد
69- محاوط بذر گیری : عرصه هاي از منابع ملی شده که با وجود پایه های بذر ده بوته ای درختچه ای یا درختی در قالب طرح برای جمع آوری بذر اختصاص و تحت مدیریت باشد.
70 - نهالستان : محدوده اي مشخص كه براي کاشت بذور درختان و درختچه ها و بوته ها جهت توليد نهال اختصاص ايستگاه توليد نهال : عرصه هاي از منابع ملی شده که در قالب طرح برای تولید نهال اختصاص و تحت مدیریت باشد
71- پروانه قطع : سندي است مدت دار که براي قطع درختان جنگلي در محدوده مشخص از سوي سازمان صادر مي گردد.
72- پروانه حمل : سندي است مدت دار که براي حمل محمولات جنگلي و مرتعي با انواع حامل های متداول که در آن حجم و سایر مشخصه قابل تطبیق محموله در مدت و مسیر وسیله نقلیه حامل ، توسط سازمان صادر مي گردد.
73- بهره برداری : به هر گونه استفاده از عرصه و اعیان جنگل ها و مراتع کشور که نیازی از انسان یا جامعه انسانی را رفع کند بهره برداری گفته می شود و شامل موارد زیر است
الف – در مراتع با برداشت انواع گیاهان دارویی و صنعتی و تعلیف دام
ب - در جنگل با برداشت انواع چوب و سایر فرآورده های قابل استحصال از ریشه و گل و برگ و بذر و صمغ و..
تبصره یک : بهره برداری از منابع ملی شده یا سنتی است که در اینصورت تحت برنامة سامان دهی بهره برداری ، نظام بهره برداری عرفی تحت مدیریت قرار می گیرد
تبصره دو : بهره برداری از منابع ملی شده یا علمی وفنی است که در اینصورت منابع ملی شده با تهیه و تدوین و تصویب طرح تحت تحت مدیریت قرار می گیرد
74-بيلان ( تراز مالی ) طرح : محاسبه يا برآورد درآمدها و هزينه ها بمنظور تعيين صرفه اقتصادی و ضرايب پايه بهره مالکانه طرح هاي منابع طبيعي و آبخيزداري مي باشد.
75- چکش : ابزاري است با علائم مشخص که براي نشانهگذاري و استحصال درختان و چوب آلات جنگلي، باغي و بازداشتي بکار مي رود.
76-قاچاق : هر گونه قطع و نزع و بهره برداری ارادی بدون پروانه از اعیان جنگل ها و مراتع کشور و خارج از حد مصرف شخصی به قصد فروش اطلاق مي شود.
77 - دوره : منظور طول مراحل تکاملی توالی جنگل از نهال نورس تا قطر هدف100 تا 120 سال است
78 - مدت : مدت اجرای طرح بر حسب برنامه اجرا نشده هر کتابچه طرح که برای اجرای آن تراز مالی تعیین و ابلاغ شده و بیش از یک و معمولاً 10 سال که اصطلاحاً مدت اول یا دوم و... گفته می شود
79 - تعهدات قابل انجام : تعهداتی است که امکان شرائط اجرای آن برای مجری فراهم باشد. تعهد احداث جاده که منوط به نشانه گذاری درختان است و مادامیکه عملیات نشانه گذاری درختان به دلایل فنی انجام نشده باشد تعهد مجری قابل انجام تلقی نمی شود
80 - اجرای تعهدات : منظور قبول انجام تعهد است . تعهدی که مجری انجام می دهد باید کمی کیفی و تحت نظارت باشد و مادامیکه به تأیید ناظر عالی نرسد تعهد قابل قبول تلقی نمی شود
81 - قاچاق : هر گونه قطع و نزع و بهره برداری بدون پروانه از اعیان جنگل ها و مراتع کشور و خارج از حد مصرف شخصی به قصد فروش اطلاق مي شود.
82 – مستحصلات جنگلی از هر جنس شامل انواع گرده بینه – گرده کاتین - لاشه کاتین- لارده کاتین – الوار – تراورس – پلور – قنداق و …. با ابعاد استاندار شده سازمان از هم متمایز می شوند
83 - تعريف آندسته از اصطلاحات علمي و فني مرتبط با منابع طبيعي و آبخيزداري در حوزه وظایف سازمان كه در اين قانون پيش بيني نشده، از طریق کمیته تعاریف و مفاهیم در قالب نظام فنی و اجرائی به عهده سازمان مي باشد.